امروز یک راننده تاکسی وقتی دید پول خرد ندارم، کرایه را حساب نکرد. شاید برای او چیز خاصی نبود، ولی روز من را ساخت.
Say anything you want.
Tap a country to see what its people say.
امروز یک راننده تاکسی وقتی دید پول خرد ندارم، کرایه را حساب نکرد. شاید برای او چیز خاصی نبود، ولی روز من را ساخت.
امروز هوای تهران دوباره سنگین بود. اگر سالمند یا بچهی کوچک دارید، بیرون رفتن را کم کنید.
نانوایی سر کوچهمان هر روز صبح نان گرم را برای پیرمردهای محل کنار میگذارد. ممنون از این مهربانی کوچک.
امروز حالم خوبه.
غریبهای در مترو: نمیدانم کی بودی، ولی روزم را ساختی.
به معلم کلاس سومم، آقای احمدی: شاید هیچوقت این پیام را نبینی، ولی ممنونم که باعث شدی به خودم اعتماد کنم.
بستهام دو هفته دیر رسید و پشتیبانی فقط جواب خودکار میداد. لطفاً قبل از سفارش از این فروشگاه، ضمانتنامه را بخوانید.
Sometimes a small act of kindness changes your entire day.
امروز یک فروشنده بدون اینکه سود زیادی بگیرد، کالایی را که مشکل داشت برایم تعویض کرد.
I want to thank the stranger who helped my daughter today.